|
|
|
||||
|
راهنمای هدف گذاری ( برنامه ریزی سیستم فعال كننده RAS ) ۱ – از امروز به مدت چهار روز و هر روز به مدت ده دقیقه وقت خود را صرف هدفگذاری كنید. روز اول : هدفهای مربوط به رشد فردی احساس رفاه و دارندگی ، پایه ای است برای رسیدن به هر نوع موفقیت دیگر در زندگی 1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات را در نظر بگیرید : دلتان می خواهد چه مطالبی را بیاموزید ؟ چه مهارتهایی را می خواهید فرا بگیرید ؟ چه خصلتهایی رامی خواهید در خود به وجود آورید ؟ دوستان شما چه كسانی باید باشند ؟ خود شما چه كسی می خواهید باشید ؟ روز دوم : هدفهای شغلی واقتصادی خواه آرزوی شما این باشد كه در رشته حرفه ای خود سر آمد و پیشتاز باشید و میلیونها بر ثروت خود بیفزایید و خواه علاقمند باشید كه به عنوان دانشجوی رشته تخصصی ، سرمایه ای از علم بیندوزید ، اكنون فرصت دارید كه نسبت به هدفهای خود اطمینان یابید. 1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات را درنظر بگیرید. چه مبلغ پول می خواهید بیندوزید؟ از شغل خود و یا شركتی كه در آن كار می كنید چه انتظاراتی دارید ؟ درآمد سالانه مورد انتظار شما چقدر است ؟ چه تصمیمهایی در زمینه مالی باید بگیرید ؟ روز سوم : هدفهای تفریحی و ماجراجویانه اگر از نظر مالی هیچ محدودیتی نداشتید ، دلتان می خواست چه كنید و یا چه چیزهایی را داشته باشید ؟ اگر هم اكنون یك غول جادویی در مقابل شما حاضرمی شد تا شما را به آرزوهاتان برساند چه آرزویی می كردید ؟ 1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات رادر نظر بگیرید . دلتان می خواهد چه چیزهایی را بسازید یا بخرید ؟ دلتان می خواهد در چه اتفاقاتی حضور داشته باشید ؟ به چه ماجراهایی علاقمند هستید ؟
اكنون فرصت دارید كه اثری از خود باقی بگذارید. میراثی به وجود آورید كه تغییری واقعی در زندگی دیگران پدید آورد. 1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات رادر نظر بگیرید.چه خدمتی از شما ساخته است ؟ در چه اموری و به چه كسانی می توانید كمك كنید ؟ چه چیزهایی را می توانید ایجاد كنید ؟ هرگز هیچ هدفی را رها مكنید ، مگر اینكه ابتدا قدم مثبتی درجهت تحقق آن برداشته باشید. هم اكنون لحظه ای فكر كنید و اولین قدمی را كه باید در جهت رسیدن به هدف بردارید مشخص سازید. برای اینكه پیشرفت كنید ، چه قدمی را باید امروز بردارید ؟حتی یك قدم كوچك ( مثلا زدن یك تلفن ، یك قول ، و یا یك برنامه ریزی مقدماتی ) شما را به هدف نزدیكتر می كند . آنگاه كارهای ساده ای را كه باید از امروز تا ده روز دیگر انجام دهید، به صورت برنامه ریزی به روی كاغذ بیاورید. این برنامه ده روزه ، یك رشته عادتها رادر ما ایجاد می كند و نیروی محركه توقف ناپذیری را به وجود می آورد كه موفقیت دراز مدت شما را تضمین می كند. از هم اكنون شروع كنید! اگر یك سال دیگر ، به همه هدفهای خود برسید چه احساسی خواهید داشت ؟ چه نظری نسبت به خودتان پیدا خواهید كرد ؟ زندگی را چگونه خواهید دید ؟ پاسخ با این سئولات باعث می شود تا دلایل قاطعی برای رسیدن به هدف پیدا كنید . اگر بدانید كه چرا باید كاری را انجام دهید ، چگونگی انجام آن به آسانی معلوم خواهد شد. از فرصت استفاده كنید و چهار هدف یك ساله خود رامشخص سازید. زیر هریك از هدف ها ، در یك پاراگراف شرح دهید كه چرا مطلقا خود را مقید می دانید كه ظرف یك سال به آن هدف ها نایل شوید. رمز رسیدن به هدف ها، شرطی كردن ذهن است . دست كم روزی دوبار ، هدف هایی را كه نوشته اید بررسی كنید. آنها را در جایی قرار دهید كه هر روز چشمتان به آنها بیفتد : مثلا در دفتر یادداشتهای روزانه ، روی میز كار ، در كیف پول یا روی آینه دستشویی كه در هنگام اصلاح صورت آنها را ببینید . به خاطر داشته باشید كه اگر دائما راجع به چیزی فكركنید و افكار خود راروی آن متمركز سازید ، به سوی آن حركت می كنید . این، راهی ساده و بسیار پر اهمیت برای برنامه ریزی نظام فعال كننده شبكه ذهنی (RAS ) است. اگر تلاشتان برای رسیدن به هدف ، عبث به نظر رسید ، آیا باید هدف خود را تغییر دهید؟ پاسخ مطلقا منفی است! پشتكار، ارزشمندترین عامل شكل دهنده كیفیت زندگی است و حتی از استعداد نیز مهمتر است . به هر حال هیچكس تاكنون صرفا به علت داشتن علاقه به هدفی نرسیده است . انسان باید خود رامتعهد و پابند كند . آیا ممكن است كه در اثر یك شكست موقتی، بینش و توانائیهای پیدا كنیم كه در آینده حتی به موفقیتهای بزرگتری دست یابیم ؟ مسلم است ! ... اكنون به تلاشهای ظاهرا ( بی ثمر) گذشته خود بنگرید و ببینید از آنها چه آموخته اید ؟ چگونه می توانید با استفاده از این بینشها ، چه در زمان حال و چه در آینده موفقیت های بزرگی كسب كنید ؟ همه افراد موفق ، آگاهانه یا ناآگاهانه از فرمول مشابهی برای رسیدن به هدفهای خود استفاده می كنند . شما هم برای رسیدن به خواسته های خود این چهار دستور ساده را بكار بندید.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 3:0 توسط yosef & saeid
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دزدان زمان
خيلی از ما ادعا میكنيم كه هرگز اوقاتمان را تلف نمیكنيم. جملاتی از قبيل "من استاد سازماندهی هستم" و "من دقيقا میدانم كجا هستم و چه میخواهم بكنم" از زبان بسیاری از ما شنيده میشود. اما اگر حقيقتا چنين احساسی داريد، بنابراين در اقليت هستيد، چون اغلب مردم وقتی يك روز از کارهای خود نتيجه نگيرند مايوس میشوند. ما دوست داريم در طی روز تا آنجا كه میشود كارهای بيشترو مفید تری انجام دهيم. به مسائل زير دقت کنيد، بسيار از راهبران و مديران به آنها "دزدان زمان" مي گويند : - تلفن هايي که بصورت وقفه (Interruption) در حين انجام کار به شما زده مي شود. ... شما با کمي دقت به مواردي که در بالا به آنها اشاره شد بسادگي خواهيد ديد که چگونه مي توانيد نکات بالا را مديريت کنيد. اگر دقت کنيد بسياري از موارد مطرح شده ، خود ، از جمله کليد هايي براي رفع مشکلات ديگر مي باشند، بعنوان مثال تلفن براي ايجاد ارتباط سريع راه دور مي باشد، ورود افراد به اتاق شما يا برگزاري جلسات عموما" براي هماهنگي انجام کارها مي باشد و ... که به دليل عدم استفاده صحيح نه تنها کمکي در حل مشکلات ما نخواهند کرد بلکه خود براي ما مشکل جديدي خواهند آفريد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:51 توسط yosef & saeid
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فهم و تعبیری نو از پارادایم و نقش و تاثیر آن در پذيرش ايده
گرچه ايده هاي جديد با تغيير وضع موجود ، کارها را آسانتر مي کنند ؛ اما قطعا با خطرات بيشتری همراهند معمولا همه ی افراد از سطوح پايين تا سطوح بالا با ايده هاي جديد مخالفت مي کنند . دسته اي ازمردم که آينده را استمرار گذشته مي دانند , با ايده هاي نو و خوب مخالفند و مي گويند ايده هايي که ما را تا اينجا رسانده اند , براي ادامه راه نيز کافي هستند . پارادايم يكي از مخترعان در سال ١٩٣٠ تلاش کرد تا ايده خود را به شرکتها بقبولاند ولي موفق نشد و سرانجام ابتكار خود را به يك شرکت عكاسي ارائه کرد , او در اين ايده , صفحه فلزي مخصوصي را روي صفحه شفافي گذاشت و آنها را در معرض نور قرار داد , سپس پودر سياهي رابرروي صفحه ريخت , آنچه که برصفحه باقي ماند , تصوير کم رنگ عكسي بود که روي صفحه قرار گرفت . او در حقيقت تصويري از آن عكس ايجاد کرده بود که امروزه آن را زيراکس مي ناميم . آن ايده مورد قبول آن شرکت قرارنگرفت و مخترع آن يعني ” چشتر کارستون “ بي نتيجه از آن جا خارج شد , اما آيا امروز مي توان شرکتي را يافت که بي نياز از دستگاه تكثير باشد . آنجه باعث شد آن شرکت ايده زيراکس را نپذيرد , اين بود که باپارادايم قبلي اش سازگار نبود , آن شرکت نمي توانست ماوراي پارادايم هاي خود را ببيند . در نتيجه اين شرکت يكي از سودآورترين صنايع قرن بيستم يعني زيراکس را از دست داد . تغيير پارادايم
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:41 توسط yosef & saeid
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آتش امید ، نمی سوزاند ... می رویاند ...
تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد.او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد.سرانجام خسته و ازپا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود ، به هنگام برگشت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متأسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. وقتی که اوضاع خراب می شود ، نا امید شدن آسان است ولی ما نباید دلمان را ببازیم ، چون حتی در میان درد و رنج، دست خدا در کار زندگی مان است. پس به یاد داشته باش دفعه دیگر اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:27 توسط yosef & saeid
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مدیریت تضاد ... چیستی و چگونگی ؟!...
هر وقت که مصمم به انجام کاری شوید و حرکت به سوی موفقیت را آغاز کنید ، به طور ناخواسته فرصتی را برای اظهار وجود تضاد و برخورد فراهم ساخته اید . این دقیقاً یک واقعیت اجتناب ناپذیر زندگی است . شما اگر دو یا چند نفر را در یک کار گروهی کنار هم بگذارید ، بالقوه خطر برخورد و تضاد بین آنها را فراهم ساخته اید و اگر نتوانید این تضاد را به طور صحیح مدیریت کنید ، در اندک مدتی دشمنی و کینه حاصل از آن می تواند توانایی شما برای ادامه راه را از بین ببرد و مانع از تحقق اهدافتان گردد . این واقعیتی است که شما در تمام صحنه های زندگی از محیط خانواده گرفته تا محیط مدرسه و کارخانه و اداره با آن روبه رو خواهید شد . اما نکته مهم و جالب اینجاست که تضاد می تواند چیز خوبی باشد البته به شرطی که درست مدیریت شود . مدیریت صحیح و به موقع تضادها و دشمنی ها می تواند مجموعه شما را به موفقیت نزدیکتر سازد . در نتیجه برای موفق شدن و در مسیر توفیق و کامیابی قرار گرفتن ، شما باید هنر مدیریت و تسلط بر تضاد و برخورد را بدانید و در لحظات مناسب آن را به کار بندید . اگر می خواهید به درستی و در زمان مناسب تضاد به وجود آمده را مدیریت کنید حتماً به نکات زیر توجه داشته باشید : 1- هیچوقت بدترین حالت را فرض نکنید . 2- سوال بپرسید . 3- به جای اینکه انتظار داشته باشید طرف مقابل شما خودش موضوع را بفهمد ، برایش توضیح دهید که شما چه برداشتی را از اعمال و حرفها و رفتارهای او دارید و چه احساس و واکنشی نسبت به حرکات او در شما ایجاد شده است . به هیچ وجه کار درستی نیست که بی مقدمه جلوی او بایستید و فریاد بزنید که : این تو بودی که این کار را انجام دادی و... به جای آن می توانید بگویید : من احساس می کنم که اگر شخص محترمی مثل شما این واکنش را نشان می داد بهتر بود ! 4- در هر لحظه یک موضوع را در نظر بگیرید و سعی نکنید که به یکباره تمام خطاها و بدی های فرد مقابل را روی سر او خراب کنید و به او اجازه دفاع ندهید . هر بار روی یک موضوع تضادآفرین بحث کنید و وقتی بحث آن بسته شد سراغ موضوع بعدی (البته در صورت موجود بودن) بروید . هرگاه کسی به شما حمله کرد و مقابل شما ایستاد از شیوه های زیر استفاده کنید : 1- شخصیت خود را زیر سوال نبرید . 2- مقابله به مثل نکنید . 3- کمی زمان بخواهید تا واکنش و جواب مناسب پیدا شود . 4- از طرف مقابل فرصتی برای مذاکره و حل مشکل از طریق بحث و گفتگو بخواهید . اما در هر حال نکات زیر را مد نظر قرار دهید : 1- چشمان خود را روی تصویری بزرگتر از اوضاع نگاه دارید . 2- همیشه با طرف مقابل مثل یک انسان رفتار کنید . 3- راه حل گرا باشید . همانگونه که در ابتدا اشاره شد تضاد چیز بدی نیست و می تواند باعث ایجاد یک ارتباط عمیق تر و صمیمی تر در مجموعه گردد ، فقط به شرطی که تمام اعضای گروه بدانند چگونه تضادها را مدیریت کنند .
بنابراین دفعه بعد که تضاد و برخوردی در مجموعه شما به وجود آمد ، نکات فوق را بکار بندید و از دل کینه و دشمنی نتیجه و اثر مثبت و انرژی بخش بیرون بکشید .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:18 توسط yosef & saeid
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یازده كليد الهام بخش
1- الگوي خوبي باشيد. مردم بيشتر به عملتان توجه مي كنند تا به حرفهايتان. شخصي باشيد كه ارزش داشته باشد از شما تقليد شود. 2 - به ديگران توجه كنيد. اكثر مردم به علم و دانش شما اهميت نمي دهند بلكه بيشتر مي خواهند بدانند كه شما چقدر به آنها توجه داريد. به آنها توجه كنيد و به طور واقعي نسبت به مردم علاقه نشان دهيد. 3 - آنان را تشويق كنيد. همه افرد دير يا زود دوران سختي راتجربه مي كنند. وقتي كه شما در اين دوران مردم را تشويق مي كنيد، در حقيقت به آنها الهام مي دهيد كه در خودشان و شرايطشان بهترين چيزها را ببينند. 4 - خودتان هم الهام پذير باشيد. به دنبال افراد، ايده ها، موقعيت ها يا دانش هايي باشيد كه همواره الهام بخش و تشويق كننده هستند. 5 - در تجربه هاي خود با ديگران شريك شويد. شما بيشتر از آن كه بدانيد توانايي كمك روحي به ديگران را داريد، از معادن پر ارزش تجربيات زندگي ونقطه نظرهاي منحصر به فرد خودتان به ديگران الهام ببخشيد. ممكن است شما تنها كسي باشيد كه پيام هاي الهام بخشتان مي تواند در روحيات يك نفر موثر باشد و زندگي او را پر از شادي و نشاط سازد. 6 - در شكست هايتان با ديگران شريك شويد. آمادگي داشته باشيد كه نه تنها موفقيت ها بلكه شكست هايتان را نيز با ديگران شريك شويد. ديگران بهتر مي توانند با شما همبستگي و ارتباط برقرار كنند زماني كه بدانند در سختي ها و دشواري ها خواستار كمك آنان هستيد و دوست نداريد كه تنها باشيد. 7 - داستان تعريف كنيد. حقايق گفته مي شوند ولي داستان ها باور مي شوند. گفتن داستان نيز مي تواند الهام بخش باشد. ما همگي از داستان ها بهتر درس مي گيريم. نياز داريم كه خود داستان هاي الهام بخش بسازيم. 8 - ارتباطتان را با ديگران افزايش دهيد. ياد بگيريد با ديگران خوب ارتباط برقرار كنيد. افزايش توانايي ارتباط موثر با ديگران يك مهره اصلي براي الهام بخشيدن به ديگران است. 9 - به طرز سخن گفتن و كلماتتان توجه داشته باشيد. از واژه هاي مثبت و اميد بخش در سخنانتان استفاده نماييد. جهت افزايش ارتباط با ديگران از روي افراد موفق، الگو برداري كنيد. همچنين از كتاب هاي موجود در اين زمينه و يا كلاس هاي آموزشي مهارت هاي ارتباط با ديگران بهره جوييد. 10 - از مردم توقع داشته باشيد. خيلي از ما آموزگاراني سخت گير داشته ايم. آنها از ما انتظار و توقع داشتند كه بهترين باشيم و به خاطر همين توانستيم خود را بهتر سازيم. 11 - به مطالعه كتاب هاي مفيد و مطالب آموزنده عادت كنيد. ممكن است تمام افرادي كه كتاب و يا اطلاعات ديگر را مي خوانند رهبر و پيشرو خوبي نباشند، ولي به طور حتم تمام رهبرها كتاب خوان هستند. سعي كنيد هميشه مطالعه كنيد. با ديگران در مورد كتاب هايي كه به شما الهام بخشيدند صحبت كنيد. در علم و دانش با ديگران شريك شويد و در پراكنده كردن و گسترش مطالب خوب فردي فعال و موثر باشيد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:10 توسط yosef & saeid
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حرفهای مرد امیدوار
بعضی از آدمها یک موهبت بزرگ در درون خود دارند. می دانید چیست؟ من اسمش را می گذارم توانایی نشان دادن یک نگاه آرام! ورود ممنوع های ما
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:0 توسط yosef & saeid
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روش جاروی برقی
مردی را می شناسم که برای شرکتی که کار می کند، سرمایه ی عظیمی به حساب می آید؛ نه بدلیل تواناییهای فوق العاده ای که دارد، بلکه بدان سبب که نسبت به همه ی مسائل، بدون استثنا خوشبین و امیدوار است.مواردی پیش آمده که همکارانش نسبت به موقعیتی بدبین بوده اند و در آنجا بوده که او "روش جاروی برقی" را به خدمت گرفته است؛بدین ترتیب که با مطرح کردن یک رشته سؤالات توانسته " گرد و غبار" را از ذهن همکارانش بیرون بکشد و ایستارهای منفی آنها را تغییر دهد. سپس آرام آرام پیشنهادات مثبتی را در مورد آن مسئله ی خاص مطرح کرده، و با تغییر دادن نگرش فکری همکارانش موفق شده همگی را وادارد با دیدی جدید به مسئله نگاه کنند.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 1:50 توسط yosef & saeid
|
|
|||||
|
|||||